#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_116

ـ وایسادختر شوهرت چکارست که عرض چنددقیقه بیشتراز بیست میلیون برات هزینه کرد؟
باغرورجواب دادم
ـ کارخانه داره چندتاشرکت بزرگ داره
مدیر:کدوم کارخانه ؟
وقتی اسم شوگفتم بادهان گشاد گفت
ـ راست میگی ؟
ـ بله خانوم
ا..شوهرمن اونجاکارمی کنه
اینبار من پوزخندزدم
ـ واقعا ...بااجازه من برم کلاس
منتظر اجازشون نشدم وازدفترزدم بیرون ازاینکه حالاکسی روداشتم حامیم باشه خوشحال بودم بایدبااین زندگی کناربیام خودمم باورم نمی شدکه آیدین این همه پول بخاطر من بده می تونست نزاره درس بخونم یا مجبورم کنه برم شبانه ...هرچندهیچ علاقه ی بهش ندارم ولی باید قدردان باشم .
اون روز همه ی دوستامو کیک وآب میوه دادم .ساراتنهاکسی بود متعجب از من پرسید

romangram.com | @romangram_com