#آیدا_و_مرد_مغرور_پارت_102
ـ ببخشید ...از دهنم پرید ...
پشتشو کرد به من ...منم محکم زدم توسرم ...تو باز سوتی دادی ندیدبدید ...ای بابا این همه ماشین خشکلو یه جا دیدم ذوق کردم ...صدای مردی رو شنیدم
ـ سلام اقا صبح بخیر
آیدین خیلی خشک ورسمی جوابشو داد
ـ سلام صبح بخیر
نگاهم به مرد میان سال ولی هیکلی افتاد
ـ سلام خانوم ...
سرمو تکان دادم
ـ سلام
نگاه آیدین بین منو مرد چرخید وروبه من گفت:
ـ ایشون آقای صادقی هستن از امروز راننده شماست .
ادامه داد .
romangram.com | @romangram_com