#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_191


فوت کردن نفسشو از پشت گوشی شنیدم،آخ الهی فدات بشم

باشه فقط یادت نره...

حرفشو قطع کردمو گفتم:بله بله یادمه،مراقب خودم باشم،از کنار ترانه جم نخورم با هیچ پسری حرف نزنم و طرف هیچگونه شربت قرمزی نرم،ازبس گفتی حفظ شدم

خندیدو گفت:افرین... اها یه چیز دیگه رژتم کمرنگ کن

با تعجب به رژ بینهایت جیغم تو آینه نگاه کردمو گفتم:عاااا تو از کجا فهمیدی رژم....هععععع نامرد یه دستی زدی

دیگه دیگه ما اینیم،

_چشم رژمم کمرنگ میکنم کاری نداری

نه عزیزم برو

گوشیو قطع کردم و بعد،از کمرنگ کردن رژم رفتم پایین و بعد،از خداحافظی با مامانم رفتم تو کوچه



کامیار نشست کنارمو گفت:بیچاره ترانه خانم چقدر خجالت کشید

_والا منم بودم خجالت میکشیدم

با خنده گفت: البته من اونروز حواسم به شمام بود که زیززیرکی داشتید به منواون سعید فلک زده میخندیدید

منم خندیدم و گفتم:خدایی یه پا کمدین استار شده بودید

romangram.com | @romangram_com