#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_184
خندیدمو گفتم:خیلی پررویی
اونم خندید و گاز سوم و زدوگفت:با این محیط بهداشتی کارمون به بیمارستان نکشه خیلیه
_نترس،من خیلی اومدم اینجا،یه ذره فیافش زشت هست ولی خوده ساندویچاش تمیزه
دانیال همونجور که دستشو میمالید رو شکمش،گفت:که خوده ساندویچاش تمیزه؟
خندیدمو بادردگفتم:خیل خب حالا توام،چرا نوبتمون نمیشه مردم از دلدرد
دستشو گذاشت رو کمرمو گفت:یکم تحمل کن الان میریم داخل
_ولی عجب قرار اولی شدا
باخنده گفت:اره به گمونم اگه امروز یکم دیگه باهم بمونیم پامون به کلانتریم باز میشه
_اره بعدشم بابام منو از خونه میندازه بیرونومن مجبور میشم خراب شم رو سرتو
چشماشو ریز کردوگفت:عوووم پس باید بگردیم یه گشتی ،پلیسی چیزی پیدا کنیم،دلم میخواد طعم این خراب شدنت رو سرمو بچشم
بلند،خندیدم که درد معدم بیشتر شد
_البته اینم باید در نظر بگیری که ممکنه بابام همون لحظه تو کلانتری کله جفتمونو بکنه
romangram.com | @romangram_com