#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_160


منتظر نگاش کردیم که ادامه داد:منو کوروش تصمیم گرفتیم جشن عروسیو نگیریم و بجاش بریم مسافرت عشق و حال

ترانه با تعجب گفت:یعنی چی،جشن نگیرید مگه میشه؟

اره چرانشه اخه من که فامیل درست درمونی ندارم همشون به غیر عمه پری اونورند و مطمئنم حوصله اینکه بخاطر یه عروسی پاشند بیان اینجارو ندارند حتی مامان ،بابای خودم،فامیل کوروشم که مخالف بزن و بکوبند پس درنتیجه بهترین کار همین تصمیمیه که گرفتیم

_حالا کجا میخواید برید؟

با هیجان گفت:بین استرالیا و ونیز موندیم

منو ترانه یه نگاه بهم انداختیم و همزمان گفتیم:ونیز



رو تخت غلطی زدمو گوشیو محکمتر به گوشم گرفتم

پس بالاخره کارخودتو کردی

خندیدموگفتم:منو دست کم گرفته بودی اق دانیال

صدای خنده ی ریزو مردونشو شنیدم

نخیر دلی خانم بنده به توانایی های شما کاملا ایمان دارم

لبخند زدم و چیزی نگفتم

ولی دلارا..

romangram.com | @romangram_com