#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_145


همون لحظه صدای یه تقه به در اومدو تا اومدم از شمیم فاصله رو بگیرم دلارا اومد داخلو با دیدن ما دفتر ازدستش افتاد زمین

لعنت به این شانس

زل زده بودم بش که داد شمیمو شنیدم

_تو خونتون به تو در زدن یاد ندادند

تا اومدم چیزی بگم دلارا یه چیزی زیرلبش گفت و دفتر واز روی زمین برداشت و رفت

به معنای واقعی کلمه گند زده بودمو این همش تقصیر این مار خوش خطو خال روبرومه

دستشو گرفتمو کشیدم که باعث شد از روی میز بیفته پایین

_مثله اینکه دوباره باید بهت یاداوری کنم اینجا کجاست و حق و حقوق تو تا چه حده و مسلما داد،کشیدن سر کارمندای من جزو حق و حقوقت محسوب نمیشه

اخم کردو گفت:نگو که بخاطر اون دختره برای من صداتو بردی بالا

_اون دختره اسم داره اسمشم دلاراست که البته برای تو خوونوادت خانم یکتاعه ،درضمن...

دستمو کشیدم روی چندتا از فرموهاش که روی چشمش افتاده بود وبالحن ارومی ادامه دادم:چیزی بین منو تو هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت قرارنیست اتفاق بیفته

بعدم یه لبخندزدم که باعث شد زمردی چشماش حرصی تر شه و گفتم:و همینطورمن هیچ علاقه ای به جنسایی که پلمپشون باز شده ندارم

به وضوح صدای ساییده شدن دندوناشو روی هم شنیدم

شاهرخ راست میگه تو خون اریا نژاداتوی رگت نیست که اگه بود با این پاپتی هاو گدا گشنه ها نمیگشتی...

romangram.com | @romangram_com