#اگه_بدونی_پارت_197

اشکام سرازير شدن.

- نه نه اصلا نزن. حتي اگه خواب باشه نميخوام بيدار شم. ميخوام

تا اخر عمرمم بخوابم.

با شدت گريه ميکردم. برعکس هميشه با صدا. خيلي نگذشت که

وارد يه جاي اشنا شدم. اغوش امنش. مکان هميشگيشم براي رسيدن به

ارامش. ب*و*سه ي ارومي که روي سرم زد و فشاري که به تمومه وجودم داد

زندگي رو بهم بخشيد.

_ خواب نيستي عزيزکم. خواب نيستي فسقلي من. ديگه هيچوقت تنهات

نميذارم قول ميدم. ميشم غلام حلقه به گوشت عروسکم. گريه نکن

بيشتر از اين داغونم نکن.

هق هق ميکردم بوي عطرشو با ولع مي بوييدم.

_ خانوم کوچولو ي من قرار شد اشک نريزي مگه قرارمون اين نبود.؟

با مشتم گوشه پيراهن مردونشو گرفتمو با صداي خس داري گفتم:

_ گفتن. گف. تن. تو. تو مردي. سو. سوختي.

_ نه عزيزم. نه زندگيم. نه خانومم. زندم. اشوانت پيشته. تنهات نذاشتم سوگند من کنارتم.

قرارمون اين شد ديگه گريه نکني؟. مگه نه مگه نه خانومم؟.

اروم بودم. خيلي اروم تر از قبل فقط دلم نميخواست از اغوشش بيرون بيام.

************************************************** ******

يک ماه بعد.

هليا-بايد بگم ارايشو موهاتون شبيه هم نباشه دعواتون شه.

شادي-اره خوب اگه شبيه من شه گيساشو ميکنم.

هليا-جرعت داري دست بزن اشوانو که میشناسي رو سوگند چه وحشتناک حساسه.

شادي - به عشقم ميگم حالشو بگيره.

من - اوهو. عشقم.؟

هليا خنديد و گفت:

romangram.com | @romangram_com