#اگه_بدونی_پارت_175
_ خيلي بدي. چرا با سر جوابمو ميدي.؟.؟ اصلا ديگه باهات قهرم.
برگشتو با خنده جذابي گفت:
_ چرا مثل بچه ها بهونه ميگيري.
باز با حرص دخترونه اي گفتم:
_ نخِـــــــــــــيرم من بهونه نميگيرم. تو خيـــــــــــــــــــــــ ـــــلي بدي.
همونطور که با حالت خاصي فرمونو ميچرخوند براي دور زدن جواب داد:
_ اهان الان من مثل بچه ها بهونه گرفتم.
با لجبازي گفتم:
_ ميزنـــــــــــــمتا.
چشاشو بامزه گرد و کرد.
_ جون؟.؟.
_ همين که شنيدي.
تک خنده ي جذابي کرد و باز گفت:
_ محض رضاي خدا يه بار بزن ببينم چند چنديم.
منم نامردي نکردم وبا دست موهاشو گرفتمو کشيدم. از کارم حسابي شوک شده بود دادش رفت
هوا.
_ چيکار ميکني.؟ موهامو کندي. ول کن موهامو بچه.
با شيطنت گفتم:
_ نخيرم ول نميکنم خودت گفتي.
_ من گفتم بزن ببينم چجوري ميزني نگفتم موهامو بکش. ول کن اون لامصبا رو.
باز با لجباي گفتم:
_ نــــــــــــه.
دستشو بالا اووردو اروم دستامو از موهاش جدا کرد. داشت ميبرد سمت دهنش که با مظلوميت گفتم: _ اشوان گاز نه.
خنديدو در کمال ناباوري پشت دستمو ب*و*سيد. از کارش شوکه شدمو فقط نگاهش کردم که گفت: _ بابت امروز که بخاطر من از اون همه دلتنگي دل کندي ممنون. خيــــــــــــلي.
خيلي چي؟.؟ اي کاش ميگفت خيلي دوستم داره. اشوان بگو بگو دوستم داري اگه بگي تا اخر عمرم کنارت ميمونم. بگو. بگو. بگو.
romangram.com | @romangram_com