#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_460


ـ الو شما؟ من با گوشی برادرم تماس گرفتم. چی؟ یعنی چی؟ چطور ممکنه؟..کجایین الان؟ کجاست؟ آها، باشه باشه، میایم الان.

رادین گوشیش رو قطع کرد. مضطرب به نظر می رسید.

ـ بابا بدبخت شدیم.

ماتم برد. چی شده؟ پشت خط کی بود؟ گیسو و انیس جون از جاشون بلند شدن و نزدیک رادین وایسادن.

پدر هراسون گفت:

ـ چی شده رادین؟ کی بود پشت خط؟

رادین گفت:

ـ زنگ زدم موبایل آروین، یه مرد دیگه گوشی رو ورداشت. گفت... گفت... بابا آروین تصادف کرده. وضعش خیلی بده. رسوندنش بیمارستان. باید... باید بریم.

چی؟ چی گفت؟! گیسو و انیس جون جیغ و داد راه انداختن. پدر جون کلافه گفت:

ـ یالا رادین باید بریم بیمارستان. بدو عجله کن پسر.

قبل از این که فرصت کنم واکنشی نشون بدم، رادین و گیسو و انیس جون و پدر جون رفتن.

شیرین با نگرانی نگام کرد و گفت:

ـ راویس خوبی؟

romangram.com | @romangram_com