#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_449


ـ الو آروین؟

ـ رادین تویی؟

ـ آره خوبی؟ راویس رفت؟

چقدر دلم از همه پر بود. از همه دلگیر بودم، مخصوصا رادین!

ـ آره، صبح رفت!

ـ شب میای این جا؟ بیام دنبالت؟ گیسو مرصع پلو درست کرده.

چطور می تونست طوری رفتار کنه که انگار چیزی نشده؟ واقعا پیش خودش فکر می کرد که تنها درد من خوردن مرصع پلوی دستپخت گیسوئه؟!

ـ می خوام تنها باشم.

ـ برای آخر هفته وقت گرفتم.

ـ کدوم هفته؟

ـ هفته ی بعد.

سکوت کردم. اگه از راویس جدا می شدم، هیچ وقت بابا و رادین رو نمی بخشیدم. هیچ وقت!

ـ آروین؟ پشت خطی؟

romangram.com | @romangram_com