#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_434
صدای آرومش رو شنیدم:
ـ مرسی!
انگار با هم رودربایسی داشتیم. هیچ خبری از شادی و شیطنتای قبل نبود. خونه پر از سکوت بود! سکوت مطلق!
آروین همچنان داشت نگام می کرد. دهنش رو باز کرد تا حرف بزنه، که فوری و تند تند گفتم:
ـ برو لباسات رو عوض کن بیا شام حاضره.
نمی خواستم بذارم حرف بزنه. چون من منتظر یه جرقه ی کوچیک بودم تا بزنم زیر گریه. نمی خواستم شب آخری، تلخ باشم!
آروین پوفی کشید و سرش رو تکون داد و رفت. بغض مثل یه تیکه سنگ سفت تو گلوم گیر کرده بود. میز رو چیدم. آخرین میزی بود که برای آروین می چیدم. همه چیز برای آخرین بار بود! آخرین شبِ مشترک من و آروین! تموم سلیقه ام رو به خرج داده بودم. ظرف سالاد شیرازی رو کنار دیس برنج گذاشتم. آروینم اومد. یه تی شرت مشکی تنگ تنش بود. رو تی شرتش یه بیت شعر به خط نستعلیق حک شده بود. برق گردنبند نصفه ی تو گردنش، قلبم رو به درد میاورد. خدایا چه شب سختی بود! خدایا چرا امشب تموم نمیشه؟ بعد از من کی زن آروین میشه؟! کی براش غذا می پزه؟! کی تو آغوشش آروم میشه؟! کی می شینه جلوش و جذابیتای چهره و شخصیتش رو می شمره؟!
آه پر سوزی کشیدم. آروین روبروم نشست. سرش پایین بود. هردومون ساکت بودیم. داشتم بی هدف با قاشق چنگالم بازی می کردم. تموم هوش و حواسم پیش فردا بود. فردایی که دیگه آروین رو کنارم نداشتم. غم تو دلم انبار شد.
ـ راویس؟
سرم رو فوری به سمتش برگردوندم. خدای من! اشک تو چشای عسلی رنگش حلقه زده بود. دستام لرزید.
ـ آروین! ما با هم حرفامون رو زدیم مگه نه؟ به خدا... منم... منم نمی خوام ازت جدا شم. خوب می دونی که چقدر دوسِت دارم اما، اما آروین، مطمئن باش داریم بهترین کار ممکن رو می کنیم. ما عاشقونه داریم از هم دل می کـَنیم. آروین موندن ما کنار هم، بدون رضایت خونواده ات، به هیچ دردی نمی خوره! من... من نمی تونم با کسی زندگی کنم که تموم فکر و حواسش پیش خونواده ای هستش که طردش کرده! تو رو خدا بذار از هم جدا شیم. تقدیر من و تو
اینه. قرارمونم همین بود. یادته دوست داشتی زودتر از زندگیت برم بیرون؟ خب منم دارم همین کار رو می کنم دیگه. یادته گفتی اگه یه روز به عمرت مونده باشه دوست داری دیگه منو کنارت نبینی؟ خب... خب از فردا دیگه راویسی تو خونه ات نیست که بخوای عذاب بکشی. تنهایی، بی سر خر!
می گفتم و اشکام می اومد. به هق هق افتاده بودم. آروین با خشم داد زد:
romangram.com | @romangram_com