#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_425
نمی دونم چی شد که کنترلم رو از دست دادم و دستم محکم کوبیده شد رو صورتش. حرفش برام خیلی سنگین بود. وقتی گفت: « دختره ی دست خورده » یه لحظه قیافه ی معصوم و دوست داشتنی راویس اومد جلوی چشمم. اون حق نداشت به راویس پاک و بی گناه من توهین کنه. یه بار که بهش گفته بود هرزه و قلب کوچیکش رو شکونده بود، همه رو با سیلی ای که تو صورتش خوابوندم، خالی کردم. تو صورت برادر بزرگترم!
گیسو جیغ کشید.
مامان داد زد:
ـ آرویـــــــــــن!
جای انگشتام و حلقه ام رو صورت شیش تیغ رادین مونده بود و سرخ سرخ شده بود. بابا با خشم کنار رادین و روبروی من وایساد و داد زد:
ـ تو چه غلطی کردی؟ هـــان؟ این قدر خیره سر شدی که رو داداش بزرگترت دست بلند می کنی؟ آره؟ به خاطر... به خاطر اون دختره ی...
این بار نوبت بابا بود که یکی بخوابونه تو گوشم! صدای سیلیش تو فضا پیچید. این قدر محکم زده بود که حس کردم نصف صورتم بی حس شد. بابا محکم یقه ام رو گرفت و منو کوبوند به دیوار. دو تا سیلی دیگه به گوشم زد و عربده کشید:
ـ حالیت میکنم که نباید احتراما رو زیر پاهات له کنی. هر چی لیلی به لالات گذاشتم بسِته! زیادی پررو شدی.
بابا خواست سیلی سومش رو تو گوشم بزنه که مامان آستین لباس بابا رو کشید و جیغ زد:
ـ به ارواح خاک بابام بهروز اگه بازم بزنیش از خونه ات میرم. به ارواح خاک بابام قسم می خورم!
دستِ بابا تو هوا موند. می دونستم محاله دیگه بزنه تو صورتم. این قدری عاشق مامانم بود که دیگه این کار رو نکنه! بابا از خشم می لرزید. دستش رو آورد پایین. پیشونیش از قطرات درشت عرق، خیس بود. تف کرد تو صورتم و داد زد: ـ گمشو از این جا بیرون. گمشو بیـــــرون!
بابا یقه ام رو ول کرد و روبروی پنجره و پشت به من وایساد. گیسو به گریه افتاده بود و هق هق اشک می ریخت. مایع گرم و لزجی رو روی لب و چونه ام حس کردم. دستم رو روی لبم کشیدم. دستم خونی شده بود. قطره قطره خون غلیظ سرخ رنگی رو پیرهن سفید مردونه ام می ریخت. دکمه ی بالایی پیرهنم کنده شده بود. به چه روزی افتاده بودم! مامان زار می زد. تکیه داد بود به دیوار و بلند بلند گریه می کرد. طاقت گریه های مامان و نداشتم. نشستم جلوی پای مامان و گفتم:
ـ مامان تو رو خدا گریه نکن. قربونت برم من! من میرم، میرم تا دیگه اشک رو تو چشای خوشگلت نبینم. گریه نکن فدات شم. من غلط کردم! همش تقصیر منه! اشک نریز دلم آتیش می گیره.
romangram.com | @romangram_com