#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_326
ـ آره جون عمه ات! اون پیتزا و غذاهای تو یخچال رو عمه ی محترم من میل کرده پس! والا.
ـ چیزی گفتی؟
ـ نه، با خودم بودم!
آروین تخم مرغا رو تو ماهیتابه شکست و گوجه فرنگیایی که من خرد کرده بودم و ریخت تو ماهیتابه. ادویه اش رو هم اضافه کرد. نه خوشم اومد. معلوم بود تو این یه هفته، کدبانویی شده واسه خودش!
نزدیکش وایسادم، خواستم یه دونه گوجه فرنگی از تو ماهیتابه بردارم بخورم که آروین آروم با قاشق چوبی دستش زد پشت دستم و گفت:
ـ ناخنک ممنوع!
لبم رو ور چیدم و گفتم:
ـ اِ، من گشنمه.
ـ تا تو بری میز رو بچینی غذا رو آوردم.
همچین غذا غذا می کنه انگار چه غذای اعیونی ای درست کرده.
ـ آروین؟ رو اوپن بخوریم؟
ـ هوس کردی اون جا بخوریم؟
ـ خیلی!
romangram.com | @romangram_com