#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_281
واسه تو هر کاری کردم، اما چاره چیه؟ دلت با من نبود
آروم آروم، دوباره، دل هوای گریه داره، بعدِ رفتنت
دلتنگتم، دوباره جونم رو می گیره ، عطرِ پیرهنت
***
آروین
شقیقه هام رو محکم فشار دادم. به مریم که رو مبل روبروییم نشسته بود نگاه کردم. چشاش خیس از اشک بود. داشت بهم نگاه می کرد. التماس تو نگاش موج می زد! چرا هیچ حسی بهش نداشتم؟ چرا از این نگاهاش داغ نمی شدم؟! چرا کسی که دو، سه ماهی نامزدم بود و حالا داشت جلوم این جوری اشک می ریخت، دیگه هیچ ارزشی برام نداشت؟ تو ذهنم، مریم اون قدری کمرنگ شده بود که دیگه حتی به عنوان این که زمانی معشوقه ام بوده هم برام مطرح نبود! فین فین می کرد و دستمال کاغذی رو روی دماغش فشار می داد. خیلی گریه کرده بود.
ـ آروین؟!
از فکر اومدم بیرون.
ـ بله؟
romangram.com | @romangram_com