#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_219
آروین ابروهاش رو بالا انداخت و گفت:
ـ شاید واست گرون تموم شه! مجازاتش رو قبول می کنی؟
با این که خیلی می ترسیدم یه جوری مجازاتم کنه که به غلط کردن بیفتم، اما چون قصد نداشتم جا بزنم و بشم سوژه ی خنده اش؛ خیلی محکم گفتم:
ـ هر چی باشه قبول می کنم!
مونا سوتی کشید و گفت:
ـ ای ول بابا! شهریار یه کم از راویس یاد بگیر. نصفه توئه ها. ببین چه دلی داره. تو که همون اولش جا زدی!
شهریار خندید و گفت:
ـ والا من حاضرم صد بار دیگم بگم غلط کردم نه این که شماها مجازاتم کنین! البته اینم بگما من مطمئنم چون راویس، زن آروینه، محاله آروین مجازات سخت براش در نظر بگیره.
آروین خیلی جدی رو به شهریار گفت:
ـ اتفاقا تو این جور مواقع، زن و دوست و آشنا، برام از غریبه هم غریبه تر میشه!
آخ که چقدر دلم می خواست یه بادمجون درشت و بنفش خوشگل زیر چشای عسلیش بکارم! ملیحه که انگار از این حرف آروین خر کیف شده بود با ذوق گفت:
ـ آقا آروین مجازاتش چیه؟
شیطونه میگه جفت پا برم تو شیکم هفت طبقه اش و از دنیا ساقطش کنما. دختره ی نخود!
romangram.com | @romangram_com