#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_410
- من وقت زيادى ندارم ،تا جايى كه مي دونم وقت تو هم تنگه ،... بررسى هات تموم شد شروع كنيم؟
- از كجا؟
- از همونجا كه گفتنى باشه!
- نحوه ی عملكردتون؟!
نوشيدنى براى نامدار مى ريزد و ليوان را به سمتش سر مى دهد.
بر شدت تعجبش هر لحظه اضافه مى شود ، تا امروز با شخصى اينچنينى برخورد نداشته.
- تا جايى كه به شما مربوط باشه، قانونى!
- از نظر شما اصلاً فايده اى داره؟!
چشمان حيله گرش برقى مى زند ،سرش را به سمت بالا و پايين تكان مى دهد .
- معتقدم گاهى لازمه مردم خودشون قانون رو بدست بگيرن!
نامدار نگاهى به ليوان درون دستش مى كند و دانه هاى حباب كه از ته ليوان بالا مى آيند.
- اون برادرمه...
لبخندى مرموز به چهره ی بدگمان نامدار مى زند.
- اما خب اين كارها چه فايده اى داره ؟....وقتى وكلايى هستن كه در قبال پول، تو رو از هر معركه اى نجات مى دن،... چطور شروع شد؟
romangram.com | @romangram_com