#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_319
- دوست پسر دارى؟؟
دستى كه دراز شده تا شكلات را بگيرد ،ميان راه متوقف مى شود..با تعجب نگاهش مى كند.
- معلومه كه نه !!
- مى تونم بپرسم چرا؟!
اخمهاش در هم می رود.
- من اصلاً با غريبه ها ارتباطى ندارم.
- يعنى با هيچ مردى ارتباط نزديك و خاصى ندارى؟!
حتى فكر كردن بهش هم نازنین را وحشتزده مى كند .به سرعت جواب ميدهد:
- نه !
و بلافاصله بلند مى شود.
بازهم حسى درونش شروع به سركشى مى كند. هرچه كه هست، نمی داند ماهيتش چیست ...ولى احساس گ*ن*ا*ه ،هميشه اولين فكري ست كه به ذهنش خطور مى كند .
ابروهاى امير على بالا مانده....شايد زياده روى كرده اما تمام فكرش معطوف جواب نازنین است كه آن طور با شرم و خجالت گفته.
با آن سرخى صورت و حالت دستپاچه اى كه دارد، نيازى به فكر بيشتر نيست تا بداند ...!
romangram.com | @romangram_com