#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_289
در صورت ممنوع المعامله شدن، امكان فروش كليه مايملكش، ازش سلب مى شود. و اين يعنى تمام!
وضع اقتصادى كشور ثبات ندارد. البته بحرانها به او مانند بقيه صدمه نزده ولى علت نگرانيش، كاهش شديد قيمت يكى از سهامهايش است كه در صورتيكه طى دو ماه آينده به جاى خودش برنگردد ، خسارت حاصل ازش، جبران نشدنى ست و از طرف ديگر، دست و پاگيرى تحريمها عليه ايران كه هر روز بر تعدادشان افزوده مى شود.
همين بى ثباتى، در آن طرف كره زمين، نریمان را از پا انداخته و نابود كرده. حالا با هدف و با حرص آمده و مدعى نيمى از دارايى هاى او شده.
اميلى با فنجانى قهوه وارد مى شود.
بلافاصله آن را بر مى دارد. شايد به كمك قهوه بتواند كمى از حجم سردردش را كم كند.
- چى شد جيسن؟!
- هر چى تماس مى گيرم ،تلفنش رو جواب نمى ده.
چنان با حرص، فنجان را روی نعلبکی می کوبد که چند تکه شدنش را زیر انگشتها حس می کند.
براى اولين بار كنترل خود را از دست داده.
از ميان تيرگى كه جلوى چشمهاش را گرفته، دستهاى اميلى ست كه او را به سمت صندلى هدايت مى كند.
- حالتون خوب نيست ... مى تونيد تا رسيدن آمبولانس صبر كنيد؟!
نگاهش به سمت دستش می رود. تازه خونى را كه از دستش سرازير است مى بيند. با اشاره ی سر، حرفش را تاييد مى كند.
اميلى همچنان دست او را در دست دارد. فشار ملايمى به مچش وارد مى كند و لبخندى به لب مى آورد.
romangram.com | @romangram_com