#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_288
- ما كانتر سو كرديم ... ولى ... وكلاش خيلى خبره و آگاه هستن.
با خودش فكر مى كند "جماعت وكيل!"
- فكر مى كنيم اگر يه راه فرار هم باشه ،اونها حتماً پيداش مى كنن.
به دهانش نگاه مى كند كه فوق العاده بزرگ ست و فوق العاده فعال. احتمالاً چيزى به نام مغز در سرش وجود ندارد. كه اگر داشت، اين اراجيف را در برابرش رديف نمى كرد.
چشمان نافذ و خاكستريش، حالتى از تحقير به خودشان گرفته.
- جناب استفورد!... در قوانين ... اگر كسى به حد كفايت دقت نظر داشته باشه، حتى اگر چندين راه فرار وجود داشته باشه ....با درايت اونها رو مى بنده... به علاوه اينكه در قوانين ِ من، راه فرارى پيش بينى نشده.
ملايم ترين توبيخ براى شخصى كه به امور حقوقى و شخص او نا آگاه است.
- آقاى راد عزيز! مساله ی زمان مطرحه.
- متاسفم كه بگم مشكلات زيادى وجود داره و من زمان ِ مورد نظر شما رو ندارم!
در كمال ادب از جاى خود بلند مى شود.
- منو ببخشيد ... در صورت لزوم با شما تماس مى گيرم.
با عصبانيت گوشى را بر مى دارد و دكمه اتصال به منشى اش را فشار مى دهد. تقلا مى كند كه بر صداى خود مسلط باشد.
- جيسن رو پيدا كن ... اگه شده تا شب اينجا بمونى ، پيداش مى كنى، مى گى هر گورى كه هست، تا آخر هفته خودشو مى رسونه اينجا.
"حسابهايش مسدود شده....مردتيكه احمق"
romangram.com | @romangram_com