#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_286

- اشكالش كجاست ؟!... مگه تو اون دختر رو مى شناسى؟!

- خودشو نه ....خانوادشو...

- خب ؟! ... دليل خاصى براى اين نگرانيت وجود داره ؟!

زير نگاههاى ريزبين ِ نامدار نمى تواند ادامه بدهد ... سرش را به سمت مخالف مى چرخاند.

- اصل اين كار درست نيست ... امير على بايد با يكى همينجا آشنا بشه و ازدواج كنه... فرهنگ اون خانواده خيلى متفاوته...

متفكر، تعدادى از اسناد و نامه هايى كه دارد را از روى ميز بر مى دارد و داخل كيف دستى اش قرار مى دهد.

از زير چشم به هانيه نگاه مى كند كه خيره به ظرف شكر، با قاشق روى آن خطوطى طرح مى كند.

به سمتش مى رود، ب*و*سه اى به روى گونه اش مى گذارد.

- راجع بهش فكر مى كنم.

***نيويورك!

ابر شهرى جهانى و محل تقاطع و پيوند فرهنگ ها و تمدنهاى مختلف ... مهمترين قطب تجارى و مالى دنيا ، هسته ی اصلى ثروت، قدرت ، سياست و جاه طلبى و بلند پروازى.

مظاهر زندگى اجتماعى و اقتصادى در اين شهر به قدرى فريبنده است كه نقطه ی امال همه مهاجران ماجراجوییست كه اساساً يك فكر و هدف را دنبال مى كنند:

"يك شبه، ره صد ساله رفتن"

امنيت خيال باطلى كه در كمتر از يكسال جاى خود را با طوفانى موسمى عوض مى كند!

romangram.com | @romangram_com