#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_252
- من عوض می کنم... راستی م*س*تر! چطوره به عنوان جریمه ی باخت، ازشون بخوایم ببرنمون توچال؟
- توچال؟!
- اوهوم! همین بالاس... دوستام می گن تله کابینش خیلی باحاله... عطا؟ باید ببریمون توچال.
عطا یک شیرینی برمی دارد.
- امروز کوه بودیم.
نهال اصرار می کند.
- توچال فرق داره... جمعه ی هفته ی دیگه بریم؟ جون من!
عطا لبخند می زند.
- واسه خاطر یه تله کابین، جونتو قسم می خوری؟!... اگه بقیه موافقن، میریم.
نهال جیغ می کشد.
- موافقین بچه ها؟!
امیرعلی لبخند می زند.
- هر جا تو بخوای میریم.
نازنین نگاهش می کند. گوشه ی لبش را دندان می زند. هنوز احساس شرمندگی می کند.
romangram.com | @romangram_com