#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_239


نهال نوک زبانش را بیرون می آورد.

- سر خواستگار بعدی ِ نازنین!

عطا کج می خندد.

- سر ِ چیش؟!

نهال ابرو بالا می اندازد.

- که همه ی حرفاشونو مشروح و کامل برامون بگه!

عطا هم از شوخی نهال خوشش آمده ولی اخمی مهربان تحویل نهال می دهد.

- حرفای خصوصی ِ نازنین و پرفسور به ما چه ربطی داره؟!

نازنین با حرص، خیره به نهال می گوید: هر کس باخت، سه ساعت نباید حرف بزنه.

نهال ادایی درمی آورد.

- اهه! اومدیم و خودت باختی... تو که سه روزم حرف نزنی برات سخت نیست!

عطا می خندد.

- راست میگه! همه که مثل نهال وروره نیستن!


romangram.com | @romangram_com