#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_237


امیرعلی از آشپزخانه می گوید: موسیقی چی دوست دارید گوش بدید؟

نهال جواب می دهد: هر چی، جز "من یه پرنده م"!

امیرعلی کنترل سیستم صوتی را از روی کانتر برمیدارد و روشنش می کند. یک موسیقی آرام انگلیسی ست. نهال انگار چیز جالبی کشف کرده، با شوق به طرف میز کوتاه کنار کاناپه خیز برمی دارد.

- جانمی! جِنگو!

امیرعلی دوباره لبخند می زند و سراغ قهوه ها می رود. جسی هم عاشق جنگو ست.

با سینی قهوه و شیر و شکر که کنارشان می رود، نهال در حال چیدن قطعات چوبی روی هم است.

- م*س*تر! بازی می کنی؟!

سینی را گوشه ی میز می گذارد و سر تکان می دهد که آره.

نهال به ستون ِ چیده شده نگاهی می اندازد.

- بیاین ببینم کدومتون حریف من میشین!

بعد خودش اولین قطعه را بیرون می کشد.

امیرعلی هم قطعه ای برمی دارد و روی ستون می گذارد. عطا خم می شود و همانطور که قطعات را با دقت بررسی می کند تا انتخاب کند، می گوید: جوجه! واسه من حریف می طلبی؟!

نهال با شیطنت یک ابروش را بالا می برد.


romangram.com | @romangram_com