#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_196
آرزو مى كند به همان اطمينانى كه پدرش به آينده ی او اميد بسته ،خودش هم مى توانست خوشبين باشد.
مى داند باهوش است ولى باهوش بودن ،تنها اين امتياز را دارد كه مطمئنش كند با توسل به هوش نمى تواند كارى از پيش ببرد و هوش ِتنها، تضمينى براى آينده اش نيست.
به مريم فكر مى كند ،يكى از همكلاسي هاش كه به سختى مى تواند معدل پانزده بگيرد ولى در رياضيات نابغه است و قادر به حل مسائلى كه گاهى معلمها هم از حل آن عاجز مى مانند.......استعدادش مشخص است... مى داند به كجا مى خواهد برسد .
نهال استعدادهاى مختلف ولى نارس و نپخته اى دارد ....در نتيجه رشته مشخصى را نمى تواند انتخاب كند
مباحث زيست شناسى را دوست دارد ولى طبيعت بدى كه دارد باعث مى شود با هر بار نگاه كردن به عكس هاى مرتبط با آن ،حال تهوع بگيرد.
در نواحتن سه تار بی استعداد نیست ولی سازی نبوده که خودش انتخاب کرده باشد. شاید اگر پیانو یا گیتار بود، اشتیاق بیشتری داشت ولی مشکل اینجا ست که اهل ساز سنتی نيست.
در ياد گيرى زبان هم تا حدى كه نمرات قابل قبول داشته باشد و مكالمات دست و پا شكسته ،موفق است
خودش را فريب نمى دهد .....متن هايى را كه ترجمه مى كند .....شاهكار برجسته اى نيستند
ولى به طور قطع اين استعداد را دارد كه مورد توجه و علاقه ديگران باشد.
خودش خوب مى داند چرا دانش آموز برگزیده ی معلمهاش است ،اما حس مى كند محبوب ديگران بودن امتياز ويژه اى نيست.
هميشه به عطا حسودى ميكند ، به نظرش پسر بودن اين حسن را دارد كه هيچوقت نگران ارزيابى ديگران نباشى.
به نظرش نازنین فوق العاده زيباست.....زيبا تر از بسيارى از هنرپيشگان سينما كه مى شناسد و اين موهبتى ست كه براى هر زنى كافى ست .....جداى آن، رفتار باوقار و متانتى كه دارد همه را جذب خودش مى كند.
آرام صحبت مى كند ...آرام غذا مى خورد.....
نفس خسته و عميقى مى كشد ......در برابر اين همه ضعف، احساس درماندگى مى كند.........مضاف بر آنكه هنوز برنامه اى براى آينده اش ندارد و ميان آن همه رشته و شاخه سرگردان است.
romangram.com | @romangram_com