#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_160

...

- خیلی هم خوبه... ما که غیر از زحمت، واسه شما چیزی نداریم...

...

- ایشالا به حق فاطمه زهرا همه ی جوونا خوشبخت بشن... خدمت از ماست حاج خانوم... ایشالا...

خداحافظی می کند و سینی را برمی دارد.

- اوا! شما تنها موندین؟!

برمی گردد.

شکوه است.

- رفتن نماز بخونن.

سینی پر از کباب سیخ شده است.

- اینا رو باید درست کنن؟

شکوه سر تکان می دهد.

- بله، الان صدا می زنم بیان ببرن.

ظرف را می گیرد.

romangram.com | @romangram_com