#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_3

گفتم حالا آدم تر از این سیاوش نبود که به خاطر این اعصابتو خورد میکنی. خیلی ناراحت بود میگفت دوست داره . به خدا مردم چقدر میتونن بد سلیقه باشن
- اینو که راست میگی واقعا کی فکرشو میکرد یه نفرم پیدا بشه از تو خوشش بیاد اونم یکی مثل ماکان
تا این و گفت بدو رفت سمت در گفتم : پامو کوبیدم زمین و گفتم دارم واست
- اینقدر حرص نخور یه فکری میکنیم حالا در مورد نیلو هم کاری نکن تا صحبت کنیم راجعبش
ناراحت همون جا نشستم که بازم در و باز کرد سرش و از در آورد تو گفت :
حرص نخور الین .عاشقـتم بچه
دوباره رفت. زیر لب گفت خیلی خلی و بلند شدم برم تو اتاقم
گوشیم تو جیبم لرزید اس ام داشتم یه شماره نا آشنا بود همون جوری که راه میرفتم شروع کردم به خوندن
- زیاد تلاش نکن کوچولو ،با بابات صحبت میکنم هفته دیگه میام خدمت خانواده واسه صحبتای اولیه .گفتم این خبر خوش بهت بدم خوب بخوابی عزیزم شب خوش ، ماکان
دهنم باز موند من چیکار کنم از دست این بشر یه جیغ زدم : اه لعنتی می کشمت
- با کی هستی ؟
- به نظرت با کی میتونم باشم مامان ؟ خستم کرده ماکان
- باز چی شده آخه ؟
- اعصاب منو خورد کرده بهش میگم بیخیال من بشو میگه میخوام بیام صحبتای اولیه رو بکنم
- چرا با خودت این کارو میکنی . لجبازی نکن بشین منطقی راجع بهش فکر کن همه دلشون میخواد همچین خواستگاری داشته باشن اونوقت تو...
دلم میخواست با سر برم تو دیوار چرا هیچکس منو درک نمیکرد مگه زور بود ، مگه من چند سالم بود که..
- وای مامان تو هم که حرف بقیه رو میزنی بابا من از این پسر متنفرم ، کاراش حرصم میده چون فکر مینه پول داره قیافه داره دیگه حرف حرف اونه ، اصلا این پسره مشکوکه از کاراش سر در نمیارم
- دیگه رو پسر مردم عیب نذار

romangram.com | @romangram_com