#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_224

- زود اعتراف کنید شما دو تا با هم چیکار میکردین .
دوتایی سرشون انداختن پایین و خندیدن .
از فکری که تو سرم اومد خندم گرفت . یه نیشگون محکم از بازوی فرنوش گرفتم که دادش در اومد و گفت :
- چته وحشی دستم سیاه میشه؟
- تو خجالت نمیکشی همچین چیزی رو به من نمیگی
همون جوری که دستش و می مالید گفت :
- نمیشد تلفنی بهت بگم . میخواستم فردا بیام خونه اتون که نذاشتی . تو اینجا چیکار میکنی ؟
- اومدم به تو بی لیاقت سر بزنم .
حامین خندید و گفت :
- دعوا بسته . تو هم ماشینت و درست پارک کن . بیا بریم یه چیزی بخوریم بعد میرسونمت دوباره اینجا .
بعد همون جوری که داشت میرفت سمت ماشینش گفت :
- من به جا شوهرت بودم نمیذاشتم طرف ماشین هم بری چه برسه به این که بخوای سوارش بشی . آدم وسط خیابون میزنه رو ترمز ؟
اخم کردم و گفتم :
- پرو نشو برو
تو کافی شاپ رو به رو حامین و فرنوش نشسته بودم و داشتم چپ چپ نگاشون میکردم .
حامین همون جوری که داشت بستنیش رو می خورد گفت :
- بسته بابا چشمات الان چپ میشه .
خندیدم و گفتم :

romangram.com | @romangram_com