#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_584
دستمال با سمت چپ صورتم اخ ارومی گفتم دستش مشت شد و نفسش رو با حرص داد بیرون اروم شونه هام رو گرفت و گفت:
_یکم دراز بکش سعی کن بخوابی..
اروم رو تخت دراز کشیدم،خواست از جاش بلند شه که دستش رو کشیدم سوالی نگاهم کرد با صدایی که بر اثر گریه دو رگه شده بود
گفتم:
_نرو..
لبخندی زد و تغییر مسیر داد اروم از پشت نزدیکم شد و بغلم کرد طبق عادتش دستش رو سر داد زیر بلوزم و مشغو ِل نوازش شکمم شد
داشت بچه اش رو نوازش میکرد..ناخواستا لبخند کوچیکی رو لبام نقش بست
*
به ارومی وارد خونه شدم و برق هارو روشن کردم،بابا هنوز نیومده بود.گره روسریم رو باز کردم و همونجوری که مشغو ِل باز کردن
دکمه های مانتوم بودم وارد اشپزخونه شدم لیوان ابی برای خودم ریختم و یک نفس سر کشیدم،پشت میز نشستم و سرم رو بین دستام
گرفتم من چجوری به بابا بگم که باردارم؟!اونم قبل از اینکه با ازاد ازدواج کنم اونم تو دوران عقد..تکه ای از موهام رو زدم پشت گوشم
و از جام بلند شدم،باید راجب این موضوع خیلی فکر میکردم و صد در صد باید نظر ازاد رو هم میپرسیدم..نمیتونم فقط خودم تصمیم
بگیرم بالاخره ازادهم پدر بچست!وارد اتاقم شدم و تصمیم گرفتم کمی به اتاقم برسم!مانتو شلوارم رو با بلوز شلوار راحتیم عوض کردم و
از کمد لباسام شروع کردم... نگاهم به کیف پولی افتاد که گوشه کمد افتاده بود با تعجب خم شدم و برش داشتم از مدلش و رنگ و روی
رفته اش میشد فهمید که قدیمیه .به ارومی بازش کردم،اول از همه نگاهم به عکس پسری چشم و ابرو مشکی افتاد...چشمام رو تنگ
کردم و با دقت بهش زل زدم این چقدر شبیه همون پسریه که تو خونه عماد دیدم..ایمان!اره خودشه ایمانه اما تو این عکس خیلی بچه
تره!اصلا من چرا باید عکس ایمان رو تو این کیف پولم پیدا کنم؟!از کجا معلوم کیف پول خودم باشه!!شونه ای بالا انداختم و کیف پول
رو پرت کردم رو میز ارایشم..بعد از جابه جا کردن لباسم رفتم سر وقت کتابخونه کوچکم که گوشهی اتاقم قرار داشت تقریبا اخرای
کارم بود که نگاهم به دفترچه مشکی رنگی افتاد با باز کردن صفحه اولش چشمام برقی زد...
"روزمرگی های حوا"دفترچه خاطراتم بود.!.لبه تختم نشستم و صفحه اولش رو باز کردم یعنی ممکنه با خوندش حافظه ام رو بدست بیارم؟!نگاهم رو به نوشته
های کاغذ دوختم
"کی گفته پاییز فقط فص ِل دلتنگی و غمه؟
تاحالا برات اتفاق افتاده که عاشق شدنت تو این فصل عاشقانه اتفاق بی افته؟یکی که بیاد و با اومدنش ک ِل زمستون سردت رو گرم کنه..؟...
romangram.com | @romangram_com