#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_535

_عزیزم کارم تموم شد همونجوری که گفته بودی ارایشت کردم!
لبخندی به روش زدم و سرم رو بلند کردم و از اینه نگاهی به دخترک توش انداختم!!!با صدایی که از زور خشم میلرزید گفتم:
_دنیا خانم این الان همون میکاپیه که من گفته بودم؟
دنیا لبخند پر عشوه ای تحویلم داد و گفت:
_عزیزم رعنا جون هم یه سفارشایی کرده بود سعی کردم طبق نظر هردوتون میکاپت کنم!
پلکام از شدت خشم میپرید با خشم غریدم:_مگه رعنا جون عروسه؟من گفتم ارایش ملایم ارایشی که مخصوص عقد باشه نه اینی که الان رو صورتم نشسته من حتی نمیتونم خودم
رو تشخیص بدم!
دنیا با همون صدای لوسش گفت:
_عزیزم دیگه کاریه که شده!
واقعا رعنا جون رو درک نمیکردم! اون چرا باید تو طرز ارایش کردن من نظر بده؟دیگه حس میکردم زیادی دارن ازم سو استفاده
میکنن با پوزخندی برگشتم سمت دنیا و گفتم:
_وظیفه شما این بود که اون مدلی که میخواستم رو انجام بدین!پس اگه الانم شروع کنین فکرکنم برسین!
دنیا با ناباوری نگاهم بهم انداخت با صدای ارومی گفت:
_شوخی میکنی؟
با جدیت نگاهش کردم وقتی تو چهرم اثری از شوخی ندید گفت:
_این غیرممکنه! کمتر از یکساعت دیگه اقا داماد میاد دنبالتون و شما از من میخوایین که دوباره ارایشتون کنم؟
با کلافگی گفتم:
_بهتره وقت تلف نکنین!
به هیچ وجه دراین مورد کوتاه نمیومدم! من عروسک خیمه شب بازیاشون نبودم که!دنیا وقتی دید هرچی تلاش کنه بی اثره رفت بیرون و
با چند نفر اومدن داخل این بار تنها نبود و علاوه بر دنیا چند نفر دیگه هم مشغول میکاپم شدن!اونقدری با صورتم ور رفتن بودن که
اصلا صورتم رو حس نمیکردم!...دوباره اینبارم با صدای نکره دنیا لای پلکام رو باز کردم!..با لحن بی تفاوتی گفتم:
_درسته اونی نشد که میخواستم اما از اون قبلی بهتره!..
دختری با تر و فرزی وارد شد و گفت:

romangram.com | @romangram_com