#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_403
بود و نمیذاشت درست نفس بکشم.کمبود اکسیژن باعث شده بود که چهرم کبود بشه.سعی کردم ک بغضم رو بشکنم
دستم رو گرفتم سمت گلوم و جیغ خفیفی کشیدم .جیغ کشیدنم همانا و شکستن بغض لعنتیم همانا .پسری که یکی از کارکنای کافه بود با
تعجب نزدیکم شد و چیزی گفت.اما من انگار کر شده بودم و نمیشنیدم.با عجز دستم رو روی صورتم گذاشتم و صدای هق هق بلندم کافه
رو پر کرد.اونقدر بلند ک لبام از شدت گریم میلرزید .دست و پاهام سرد شده بود.پسره با وحشت جلوم زانو زد و گفت:
_خانوم حالتون خوبه؟خانوم تروخدا جواب بدین.
اشکام با هم مسابقه گذاشته بودن و تند تند رو صورتم میباریدن.سعی کردم خودم رو کنترل کنم اما واقعا سخت بود.کیفم رو چنگ زدم و
سعی کردم بلند شم پسره با نگرانی داشت نگاهم میکرد با کمری خم شده و قدمایی ناموزون از اون کافه لعنتی زدم بیرون.دستمالی از
کیفم در اوردم و با دستایی لرزون اشکام رو پاک کردم حرفایی که به ازاد زده بودم مدام تو ذهنم بالا و پایین میپرید..
تقصیر خودمه
تقصیر تقدیر نحسمه
چرا ناراحتم ؟ چرا گریه میکنم ؟ منی که خودم باعث فاصله بین خودم و عشقم شدم!
ماشینی از پشت برام بوق زد سوار تاکسی شدم و سرم رو به شیشه ماشین تکیه دادم طولی نکشید که دوباره اشکام صورتم رو پر کرد
اس ام اسی برای گوشیم اومد نگاه گذرایی به اسکرین گوشیم انداختم با دیدن اسم ازاد با ذوق اس ام اس رو باز کردم با ناباوری به متن
اس ام اسش چشم دوختم
"شاید این غصه مرا بعد تو دیوانه کند!..
که قرار است چه کسی موی تورا شانه کند...!
این جدایی خواست خودت بود میگذرم ازت و به خواستت احترام میذارم
از عشقی که بینمون بود میگذرم
از خودم میگذرم
میدونم دیگه بعداز تو هیچوقت اون ازاد قبل نمیشم
بدجور باهام بازی کردی
میگذرم ازت عشقم بخاطر خوشبختیت....
چه تلخ است عطر اغوشی که باید بپرد!!امیدوارم خوشبخت شی تو لایق بهترینا هستی!
romangram.com | @romangram_com