#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_334

_چرا همش نفس عمیق میکشی؟
دستم رو نوازش وار رو کمرش حرکت دادم و گفتم:
_دارم انرژی میگیرم
با شیطنت گفت:
_تو بغل من؟
با یه حرکت مقنعش رو از سرش جدا کردم و پرتش کردم رو کاناپه و با خشونت زیر گوشش گفتم:
_تو خود ارامش و انرژی هستی برای من!
با لحن ارومی گفت:
_اوه
زبونم رو زیر گوشش کشیدم و گفتم:
_ارام بخش منی،فقط تو میتونی تو هر شرایطی ارومم کنی
صدای ضربان قلبش اونقدری بلند بود که به گوشم میرسید این صدا برای من لذت بخش بود از اینکه اینجوری با حرکات من از خود
بیخود میشه واسم لذت بخشه.تکونی خورد و سعی کرد از بغلم خارج شه..حلقه دستام رو از دور کمرش باز کردم کامل چرخید طرفم و
دستش رو دور گردنم حلقه کرد به تبعیت ازش دستم رو دور گردنش حلقه کردم و به صورت بی نقصش زل زدم
_ازاد چیزی شده؟
فشاری بهش وارد کردم و گفتم:
_نه دورت بگردم
دستاش رو اورد جلو و انگشتاش رو کشید بین ابروهام و گفت:
_اخم نکن پیشونیت خط میفته
تو گلو خندیدم و گفتم:
_جذبه مرد به همین اخم بین ابروهاشه..
چشمکی زد و گفت:
_تو همینجوری کوه جذبه ای برای همه لازم نیست بیشترش کنی عزیزم

romangram.com | @romangram_com