#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_316

_نترکی،چته تو؟
به زور بین خندش گفت:
_پس دوست داری دوتا بچه با ازاد جونیت داشته باشی ورپریده؟
چشمام گنده شد رو مبل نیم خیز شدم و گفتم:
_چی میگی تو؟با خنده گفت:
_فقط برو اینستا ببین اقاتون چیکار کرده!
سریع قطع کردم و با هول رفتم اینستا.با بهت و ناباوری به پست جدید ازاد زل زدم یه عکس از برگه امتحانیم بود.نگاهم به کپشن پستش
افتاد.
"اخه زندگیه من تو که شاگرد اول قلبم بودی مشخصه که شاگرد اول کلاسم میشی مادر توله هام.اسم عشقم سکرته اصرار نکنین نمیگم"
نمیدونستم بخندم با گریه کنم.بدون توجه به کامنتاش سریع رفتم تو مخاطبین و رو اسمش ضربه زدم بعد دو بوق جواب داد فقط صدای
خندش میومد.پسره ی بی فکر ابروم رو برد!
_سلام مادر توله هام،خوبی؟توله هام خوبن؟
بعد قهقه بلند خندش بلند شد.احساس کردم گونه هام داره اتیش میگیره.با حرص گفتم:
_زهرمار نامرد
صدای کیارش رو از اونور شنیدم;
_کیه ازاد؟
ازاد با لحن سرخوشی داد زد:
_مادر توله هامه.
بعد صدای خنده ی خودش و کیارش بلندشد.با حرص گوشی رو قطع کردم دوباره زنگ زد،رد زدم سریع پیام داد
"کارت دارم مادر توله هام!"
با حرص لبم رو جوییدم.دوباره زنگ زد ایندفعه برداشتم:
_چیه؟
با خنده کنترل شده ای گفت:

romangram.com | @romangram_com