#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_310

*یه نفس عمیق کشیدم و درحالی که سعی میکردم صدام تا حد ممکن ضعیف باشه جواب دادم:
_ازاد؟
صدای ارومش بلند شد:
_جان ازاد؟داری چیکار میکنی خانومم؟خوبی؟
بغض مصنوعی تو گلوم کاشتم و گفتم:
_حالم خوب نیست ازاد.
صداش نگران شد:
_چی شده قربونت برم؟
با همون لحن قبلی گفتم:
_نمیدونم چم شد،سرم گیج رفت مامان بردتم دکتر یه سرم بهم زد.
با صدایی که هر لحظه نگرانیش بیشتر میشد گفت:
_کدوم دکتر؟
هول زده رو تخت نیم خیز شدم و گفتم:
_الان خونم.
با لحن شک بر انگیزی گفت:
_چرا فشارت افتاد؟
ناخنم رو کف دستم فرو بردم فکر کنم گند زدم!با صدای مظلومی گفتم:
_این درسه یجوریه،اصلا نمیفهممش.
صدای خنده ارومش گوشم رو پر کرد
_خانومم تو که تنبل نبودی برو بخون.
حرصم گرفت یعنی فهمیدا من رفتم دکتر الان ریلکس میگه برو بخون!با لحنی که سعی میکردم حرصی نباشه گفتم:
_باشه عزیزم تو چیزی نمیخوای بگی؟
تو گلو خندید و گفت:

romangram.com | @romangram_com