#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_282
_اره بپرس.
_حوا الان باکسی دوسته؟خواهش میکنم راستش رو بهم بگو.
با این سوالم چشماش گنده شد با چشمایی گشاده شده گفت:
_معلومه که نه.
کلافه دستی لابه لای موهام کشیدم و زمزمه کردم:
_پس اون فیلم چی بود؟
با کنجکاوی گفت:
_کدوم فیلم؟!
دست بردم سمت گوشیم و فیلم رو پلی کردم و مقابل چشمای رویا گرفتم.با دیدن فیلم هر لحظه چشماش گنده و گنده تر میشد با صدای
تحلیل رفته ای گفت:_نه امکان نداره!
کلافه و عصبی دستی گفتم:
_با دیدن این فیلم دیوونه به تمام معنا شدم،بخاطر همین با حوا خیلی بد رفتار کردم!
چشمای بهت زدش رو به نگاه کلافم دوخت و گفت:
_ازاد تو به حوا علاقه داری درسته؟
شوکه نگاهش کردن نمیدونستم چه جوابی باید به این سوالش بدم!با لحن محکمی گفتم:
_اره!
نفس عمیقی کشید و با لبخند کمرنگی گفت:
_من مطمئنم که حوا با کسی نیست،باز ته و توی قضیه رو در میارم و بهت اطلاع میدم،اما مطمئن باش کسی تو قلب حوا نیست
بجز.....
بعد جملش رو خورد و لبخندش پررنگ تر شد.دیگه کنجکاوی نکردم برای دونستن ادامه جمله با لبخند کمرنگی از جام پاشدم و گفتم:
_مرسی رویا فقط بهش در مورد علاقم چیزی نگو.
چشمکی زد و گفت:
_چشم،فقط شمارت رو بده تا باهات در ارتباط باشم.
romangram.com | @romangram_com