#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_281

با نفس عمیقی گفت:
_چهار سال پیش وقتی حوا16سالش بود پسری وارد زندگیش میشه.
نگاهی به قیافه وا رفتم انداخت و دوباره ادامه داد:_عماد میشه کل زندگیه حوا،و اونطور که مشخص بود حوا هم میشه کل زندگیه عماد،عاشقانه همدگیرو دوست داشتن،اما عماد بخاطر یه
انتقام وارد زندگی حوا شده بود،یه انتقام یه کینه قدیمی..
کمی خودم رو جلو کشیدم و در حالی که سعی میکردم به قسمت اول جمله رویا توجهی نکنم گفتم:
_چه انتقامی؟
با لحن غمگینی گفت:
_یه انتقام قدیمی که باعث شد حوا نابود شه ، کل زندگیش کل ایندش از بین بره..
زمزمه کردم:
_مگه عماد چیکار کرد؟
انگار برای زدن حرفش مردد بود بالاخره بعداز چند لحظه کش مکش گفت:
_تجاوز!
با بهت زمزمه کردم:
_چی؟!!!!
نفس حبس شدش رو به شدت پرتاب کرد بیرون و گفت:
_تجاوز!اونم نه یه نفر بلکه چند نفر!
مردمک چشمام لرزید چه به روز این دختر اومده؟
زمزمه کردم:
_هنوزم با عماد در ارتباطه؟
سریع واکنش نشون داد و گفت:
_مشخصه که نه حوا بعداز عماد دیگه با هیچ پسری ارتباطی برقرار نکرده.
پس اون فیلم چی بود؟یعنی ممکنه که رویا بهم دروغ گفته باشه؟ولی خب اخه چرا؟چرا باید دروغ بگه؟زمزمه کردم:
_رویا یه سوال بپرسم؟

romangram.com | @romangram_com