#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_176

-هیس چه خبرته؟ کجا باید برم؟ داخل دیگه .
-من هنوز کارم تموم نشده که .
درمونده نگاهم کرد و گفت:
-خب بگو .
من باید حقیقتو از زبون خودش بشنوم.باید بفهمم اون پسره کیه که انقدر روش تاثیر داره .باید بفهمم اون عکس چی بود .
-حوا باید با هم حرف بزنیم .
اونقدر این جمله رو محکم گفتم که .آروم گفت:
-در چه مورد؟.
-حالا میفهمی با من بیا .
-آخه مامان اینا .-تو بیا من درستش می کنم.
ناچارا قدمی به سمتم برداشت.شماره مامانو گرفتم و باهاش هماهنگ کردم گفتم که یه بهونه واسه مامان بابای حوا بیاره .رفتم سمت
ماشینم .حوا هم به آرومی در جلو رو باز کرد ونشست.
*
استارت زدم و راه افتادم .دستم رفت سمت ضبط بعد از بالا پایین کردن چند تا آهنگ به آهنگ مورد نظرم رسیدم .از حد معمول یه کم
صداشو زیادتر کردم .حوا نگاهی بهم انداخت .بعد زیر لب شروع کردم به خوندن آهنگ
من عاشقت شدم که هستی صاف و ساده،
تاته قصه پیشتم تا ته جاده جاده،
میخوام بدونی که تو اوج این صدامی،
تو تک ستاره همه ی روز و شبامی،
باید بدونی که دلم واست میمیره .
نگاه خیره حوا رو رو نیم رخم حس کردم .اما سرمو به طرفش بر نگردوندم .
هر جا بری سراغ قلبتو میگیره ،
برای داشتنت دلم واست میخونه ،

romangram.com | @romangram_com