#آکادمی_خون_آشام_(جلد_دوم)_پارت_211

پیش بعدا من بود کرده تصدیق که اگر گم شدن من طولانی کریستین و تر از این می شد ، او دست به
وار دیوانه کاری می زد .
در حالی که نگرانی اش داروها بخاطر را به یاد می فکر هنوزم ؟ چطوره حالت تازگیا: « پرسیدم ، آوردم
می قرص کنی ها » ؟ ندارن اثر
... مممممم « خب سخته توضیحش ، . به بیشتری نزدیکی احساس جادو می کنم . انگار که دیگه داروها
کنن نمی محدودم زیاد . ولی کدوم هیچ دیگه از اثرات بد روح رو حس نمی کنم غمگین... یا همچین
. » نیستم چیزی
واوووو « . این . » عالیه
صورتش زیبایی لبخند را . « کرد روشن می دونم . باعث این می شه برای امیدی ممکنه کنم فکر من
، باشه داشته وجود که بالاخره یه بتونم روزی از استفاده جادو کنم . »
دیدن این خوشحالی اندازه او لبخندم را برگرداند . نداشتم دوست که آن و برگردند تیره احساسات
بودم خوشحال که اند شده محو . چطور دانستم نمی یا چرا اما ، تا وقتی که او بود خوب ....
هر کس در ، داره نور خودش اطراف به جز تو . تو اونا و داری سایه رو از لیزا می . گیری
آدریان کلمات درون ذهنم به صدا در آمدند . با ، ناراحتی به رفتارم در کردم فکر گذشته ی هفته چند .
بعضی از ناشی های برافروختگی از عصبانیت . خودم برای حتی ، وظایفم هم بودند عادی غیر . ی حلقه
سینه ، خودم احساسات سیاه ام را تکان می ... داد نه گرفتم تصمیم ، . نداشت وجود شباهتی هیچ .
ی تیره احساسات لیزا بودند جادو بخاطر . مال من به استرس خاطر . ، بعلاوه من خوبی احساس الان
. داشتم
با دیدن او که داشت مرا نگاه می ، کرد سعی کردم به یاد شاید. « بود شده قطع کجا مان مکالمه آورم
بالاخره یه این برای راهی که کنی پیدا بده جواب . اینه منظورم که بتونه آدریان اگه یه برای راهی
استفاده از احتیاجی و کنه پیدا روح به استفاده از ... » نباشه دارو
او به . « خندید ناگهانی طور تو ، دونی نمی مگه نه » ؟
» ؟ چیو «
« این که درمان خودشو آدریان می . » کنه
اما ؟ جدا « اون غریدم... » گفت « البته که میکنه . سیگارها . نوشیدنی ها . خدا فقط می دونه چه چیز
دیگه ای . »
او « داد تکان سری آره . همیشه تقریبا اون یه چیزی تو . » داره بدنش سیستم
احتمالا اما « نه همینه بخاطر... شبا که می خواب توی بندازه خودشو تونه من ».
آرزو: « کشید آهی لیزا می کنم منم می . » بکنم کارو این تونستم
شاید « یه روزی یاد بگیری . الکلی پیشرفت برای فقط نشو . »

romangram.com | @romangram_com