#آکادمی_خون_آشام_(جلد_دوم)_پارت_210

و رفتیم داخل من به جایی ، میزم که دسته گل روی دیگر های آن و کردم اشاره ، بود گرفته قرار گل
فریزیا های را وقتی. « گذاشتم بقیه کنار اون از خوشحال بره اینجا می شم . بیشتر نکنم فکر از این بتونم
اینا رو قبول کنم . »
لیزا با تعجب به طرف من اوه. « برگشت . آم . تو نمی دونی . »
از پیمان طریق تیر هشداری را کردم دریافت که به من می خواهد نمی دلم گفت این . بیفتد اتفاق
« چی رو » ؟ بدونم
« آه ، اون نمی ره . . » بمونه اینجا مدتی برای داره قصد
« اون . » بره باید با توجه به های دانسته من دلیلی تنها ، که او به ، بود برگشته اینجا مراسم جنازه تشییع
و ، بود میسون ی من نبودم مطمئن هنوز که او چرا این کار را بود داده انجام . زیرا او به میسون سختی
را می شناخت . آدریان شاید این کار را بود داده انجام نمایش برای فقط . یا شاید هم هنوز به تعقیب
کردن من و لیزا ادامه می . « داد اون آکادمیه توی . مدرسه دوباره شاید می ره . ، دونم نمی ولی یه
انجام کاری می ده . »
« اون یه ترمه سر نمی کلاسا ره ! »
او درحالی که به شدن شوکه من لبخند می زد قراره. « داد تکان سری ، با من کارمک خانم و کار کنه .
تمام این ، مدت اون دونسته نمی حتی روح چیه . فقط اون می دونسته که نکرده پیدا تخصص ولی این
عجیب های توانایی رو داره . اون اینا فقط رو زمانی بجز که یه متخصص روح واسه ، کرده پیدا دیگه
خودش نگه داشته . اونا اما هم بیشتر از . » دونستن نمی چیزی خودش
زودتر اینو باید « می کردم مکث. » فهمیدم « یه راجع چیزی به بودن باهاش ... داشت وجود من
همیشه می ، بزنم حرف باهاش خواستم می اونم ؟ دونی این جاذبه... رو داره . طور همون که تو داری .
حدس می زنم که همش به روح ذهن کنترل و یا هر چی هست باشه داشته ربط ، . این باعث می شه که
حتی... بیاد خوشم ازش با این که . » ندارم دوسش
او با » ؟ نداری: « گفت شوخی
: « دادم جواب مصرانه نه و ، از اون نوع دیدن خواب هم . » نمیاد خوشم
چشمان سبز یشمی اش با . « شدند گشاد شگفتی اون خوابا که باحاله . تو همیشه این توانایی رو داری که
ببینی چه برای داره اتفاقی من می افته . اما من نتونستم وقت هیچ از این برقرار ارتباط باهات روش کنم .
خوشحالم که شماها از وقتی ، کردین فرار اونجا تو کردی کاری که .... ولی آرزو می کردم که من قضیه
کردنت پیدا برای و بودم فهمیده و خواب ی کمک می . » کردم
« من نه . خوشحالم که . » بذاری کنار داروهاتو کنه راضیت نتونست آدریان
این موضوع را تا بعد روز چند از بودن در بودم نفهمیده اسپوکان . آدریان پیشنهاد لیزا ظاهرا را که گفته
قرص کردن ترک بود ها به او اجازه می ی درباره بیشتر دهد روح ، بگیرد یاد رد بود کرده . هر چند که

romangram.com | @romangram_com