#آکادمی_خون_آشام_(جلد_دوم)_پارت_190
همه دوباره جا خوردند .
یکی از نگهبان ها خفه: « گفت وار اتوماتیک شو » . به نظر کسل می . رسید
: « گفت کریستین نه . من آماده ام . . » نوشیدن ی آماده
همه ، اتاق داخل افراد ی از جمله من ، به تپش چند ی اندازه قلب شدند خشک ، . همان دقیقا این
نبود چیزی که من در . داشتم ذهن
بلند سرنگهبان شد . « ما رو . » ننداز دست
حالت. » ندازم نمی « بی ناامیدی و قرار درون بود صورتش که . « باشد تقلبی کردم نمی فکر اصلا من
از شدم خسته وضع این . من می خوام از خوام نمی و بیرون برم اینجا که بمیرم . من می اونو و ـ نوشم
می سرش. » خوام را به طرف من داد تکان . میا با هوشیاری جیر جیر کرد . میسون به حرفی کریستین
زد که تنبیهش باعث بعدا در مدرسه می شد .
این نبود چیزی اصلا که من به آن فکر می . کردم
دو پرسشگرانه دیگر نگهبان به سرپرستشان نگاه کردند . یکی از آن ها آیزیا باید: « پرسید رو خبر کنیم
» ؟
سر نکنم فکر: « گفت نگهبان اون . » باشه اینجا
ثانیه چند برای به کریستین نگاه . « گرفت تصمیم بعد و کرد از ، دیگه طرف اگر باشه سرکاری موضوع
بشم مزاحمش خوام نمی . کنین بازش . اونوقت می . » بینیم
یکی از مردها یک دست انبر تیز کرد آماده . و رفت کریستین پشت خم شد . دستبندهای صدای
پلاستیکی را می شنیدم که با خاصی صدای باز می شدند . نگهبان در حالی که کریستین بازوهای را
، بود گرفته او را و کرد بلند به طرف من کرد هدایتش .
فریاد میسون زد ! » کریستین: « در موج عصبانیت صدایش می زد . با طناب وجود ها ، تقلا و کرد
صندلی اش را نده اجازه بهشون ؟ شدی دیوونه. « داد تکان کمی این . » بکنن کارو
درحالی کریستین که سیاهش موهای را از کنار هایش چشم می زد اما بمیرین مجبورین شماها: « گفت ،
من نه ! »
دانستم نمی واقعا چه اتفاقی در حال ، است افتادن ولی بودم مطمئن اگر بمیرم است قرار از خودم
نشان بیشتری احساس می دادم . دو نگهبان که دو هنگامی ، بودند ایستاده کریستین طرف که او به
طرف من خم می شد ، با بی تماشا حالی می . کردند
، کریستین: « کردم زمزمه » از این که ترسیده بود آسان چقدر به نظر برسم شگفت ، زده . « بودم شده
این . » نکن کارو
لب یکی برای هایش از آمیزی طعنه های لبخند که در ، داشت مهارت زدنشان جمع . « شدند من و تو
همدیگه وقت هیچ رو نداشتیم دوست رز . اگه من کسی باشم مجبور رو ، بکشم اون نفر کلماتش. » تویی
romangram.com | @romangram_com