#آکادمی_خون_آشام_(جلد_دوم)_پارت_169

صدایم خودم را ترساند « »همین حالا !
بقیه با تعجب به من نگاه کردند . اِدی پرسید : « چرا ؟ چه خبر شده ؟ »
« بعدا بهتون میگم . ما الان فقط باید بریم . »
میسون به مسیری که به سمتش میرفتیم اشاره کرد و گفت : « این مسیر چند تا بلوک اونور تر
میره . به ایستگاه نزدیک تره . »
به تاریکی نا آشنا خیره شدم و گفتم : « نه ، از همون مسیری که امدیم ، بر میگردیم . »
وقتی همان پله ها را دوباره می پیماییدیم بقیه طوری به من نگاه میکردند که انگار یک دیوانه ام ،
ولی هیچ کس چیزی نپرسید . وقتی از فروشگاه خارج شدیم ، از روی آسایش آهی کشیدم و دیدم
که خورشید هنوز در آسمان بود . البته کم کم داشت به زیر خط افق می رفت و ساختمان ها را به
رنگ قرمز و نارنجی در آورده بود نور باقی مانده برای این که بدون خطرِ رو به رو شدن با
استریگوی ها خود را به ایستگاه اتوبوس برسانیم کافی بود .
و دیگر آن زمان نمیدانستیم لیست چه مفهومی داشت ، ولی قطعا با حمله های اخیر رابطه داشته .
باید این قضیه را فورا به دیگر نگهبان ها گزارش می کردم و نمی توانستم تا وقتی که مطمئن شوم
همه در پناهگاه امن هستیم ، این را به بقیه بگویم . میسون اگز میفهمید من متوجه چیزی شدم به
تونل ها بر میگشت .
بیشتر زمان قدم زدنمان تا ایستگاه اتوبوس در سکوت سپری شد . فکر کنم حالتم بقیه را ترسانده
بود . به نظر میرسید حتی کریستین هم تیکه ای نیش دارش تمام شده ، وقتی نقش خودم را در
همه وقایع بررسی میکردم ، در درونم ، احساساتم در حال چرخش بودند و بین عصبانیت و عذاب
وجدان نوسان می کردند .
اِدی که جلوی من در حال راه رفتن بود ناگهان ایستاد و من تقریبا به او برخورد کردم . « ما کجا
»هستیم ؟
از افکارم بیرون آمدم به اطرافمان نگاه کردم . من آن ساختمان ها را به خاطر نمی آوردم فریاد
« زدم : لعنتی ! یعنی ما گم شدیم ؟ هیچ کدوم از شماها به مسیری که امدیم توجه نکر ؟؟؟ »
این سوال نا منصفانه بود چون خودم هم به مسیر توجه نکرده بودم ، ولی عصبانیتم کرا از دلیل و
این جور چیز ها دور کرده بود . میسون برای چند لحظه مرا زیر نظر گرفت ، سپس به مسیری
اشاره کرد و گفت : « »از این طرف .
چرخیدم و وارد مسیری باریک بین دو ساختمان شدیم . فکر نمیکردم داشتیم مسیر درستی را می
رفتیم ، ولی هیچ ایده ی بهتری در سر نداشتم . دلم هم نمیخواست بایستم و روی مسیر های
مختلف شرط بندی کنم.
خیلی دور نشده بودیم که صدای موتور ماشین و کشیده شدن چرخ روی آسفالت را شندیم . میا

romangram.com | @romangram_com