#آکادمی_خون_آشام_(جلد_دوم)_پارت_168

« باشه ایرادی نداره ، ولی فقط یک نگاه میندازیم . »
بقیه من و کریستین را به سمت دری در انتهای مرکز خرید هدایت کردند که روی آن نوشته بود
"فقط کارکنان" . از زیر سوالات چند تا از کارکنان طفره رفتیم و از در دیگر عبور کردیم که به
راه پله ای به سمت پایین راه داشت . برای لحظه ای حس آشنا پنداری به من دست داد و صحنه
ی پایین رفتن از پله ها موقع جشن آدریان به یا آوردم . این پله ها واقعا کثیف بودند و بوی بدی
میدادند .
به پایین ترین نقطه رسیدیم . آنجا هیچ شباهتی به تونل نداشت ، بیشتر به یک راهرو تنگ می
ماند . چراغ های فلوئورسانس به صورتی منظم روی دیوار قرار گرفته بودند . گذرگاه به دو سمت
راست و چپ ما تقسیم شده بود . جعبه های وسایل شوینده برقی همه جا اطرافمان بودند .
میسون گفت : « دیدی ؟ خیلی کسل کننده س ».
به هر کدام از مسیر ها اشاره کردم و گفتم : « ته این مسیر ها چطور ؟ »
میا آهی کشید : «هیچی . بهت نشون می دیم . »
راه سمت راست را ادامه دادیم و دوباره ادامه دادیم و دوباره به دوراهی متشابهی رسیدیم .
ایستادم و به آن نگاه کردم . لیستی از حروف آ نجا نوشته شده بود .
، » دی « « « ، » بی سی اُ « ، » » ،» وی « ، » دی « ،
اِل « » اِس « ، » زِد « ، » دی « ، » »آی « ،
بعضی از حروف دارای خط هایی بودند و بعضی از آن ها هم علامت « » Xداشتند . ولی در کل ،
مجموعه ی این حروف بی ربط بود . میا متوجه برسی کردن های من شد .
« او گفت : احتمالا مال مستخدم هاست . شایدم کار یه باند بوده . »
در حالی که هنوز نوشته ها را وارسی میکردم گفتم : »احتمالا . «
بقیه که متوجه اشتیاق من به آن حروف در هم آمیخته نشده بودند ، بی قرار شدند . خودم هم
نمی دانستم چرا به آن علاقمند شده بودم ، ولی چیزی در سرم مرا مجبور به ماندن می کرد . و
سپس مفهوم آن را فهمیدم .
"بی" برای بادیکا ، "زی" برای زکلوس ، "آی" برای ایواشکوف ...
خیره شدم . حرف اول همه خانواده های سلطنتی آنجا بود . سه تا حرف "دی" آنجا حک شده بود
، ولی بر اساس ترتیب آنها می شد فهمید که تغیرات لیست بر مبنای اندازه خانواده ها است . با
خانواده های کوجکتر شروع می شد "دراگومیر" ، " بادیکا " ، " کنتا " و در آخر خاندان بزرگ
ایواشکوف ها می رسید . متوجه مفهوم خط ها و علامت های کنار حروف نشدم ، ولی به سرعت
فهمیدم کدام نام ها Xداشتند . بادیکا و دروزداو .
از دیوار فاصله گرفتم و گفتم : « باید از این جا بریم بیرون ».

romangram.com | @romangram_com