#آکادمی_خون_آشام_(جلد_اول)_پارت_179

" .جسی آهی کشید : " ما این کار رو انجام دادیم چون میا ما از خواسته بود
" میسون سریع گفت : " و؟
" . و اینکه متاسفیم "
" .میسون برگشت به طرف رالف و بهش گفت : " می خوام همین حرف تو از رو ها هم بشنوم ، گنده بک
رالف هم بدون اینکه به چشم هاي من کند همان چیزها را نجوا گونه گفت با و صدایی مبهم معذرت خواهی
.کرد
" . در حالی که مغلوب شدن آنها را می دیدم ، میسون گفت : " قسمت جالش رو هنوز نشنیدي

با نگاهی یک وري نگاهش کردم و گفتم : " یه چیز دیگه ؟ مثل اینکه زمان به عقب برگشته و هیچ کدوم از
" این اتفاق ها نیفتاده ؟
" از این هم بهتر . " او دوباره به جسی گفت : " بهش بگو چرا این کار رو انجام دادید؟ "
.جسی نگاهش را بالا آورد و نگاهی با رالف رد و بدل کرد
بچه ! ها " میسون به آن ها هشدار داد همه چیز را واضح توضیح بدهند. " خیلی معطلش می کنین و این "
" .منو عصبانی می کنه ریال بهش بگین چرا یان کار رو انجام دادین
نگاهشان جوري شد که می شد فهمید چیزي بدتر از این نمی توانسته باشد ، جسی سرانجام به چشم هاي
.من نگاه کرد و گفت : " ما این کار رو انجام دادیم چون در عوضش اون ما با خوابیده بود با ، هر دو تامون
"
فصل بیستم
دهانم باز مانده بود. " اوه ... صبر کن ... منظورت س.ك.س ؟ ه. " بهت زدگی ، مرا از فکر کردن به پاسخ
بهتر باز می داشت. به نظر میسون این خیلی خنده دار بود از و طرفی جس طوري به نظر می رسید که انگار
.دلش می خواست بمیرد
البته کخ منظورم س.ك.س . ه. اون گفت این کار رو انجام می ، ده در عوضش با ما هم باید بگیم که ... "
" ... خودت می دونی دیگه

من قیافه اي ساختگی به خود گرفتم . " شما پسرا که با هم ، اوه ... با هم در یک زمان انجامش ندادید ،
" انجام دادید ؟
" ! جس با انزجار گفت : " نه
به نظر می رسید که رالف نظر خاصی نداشت . در حالی که موهایم از را صورتم کنار می زدم زیر لب گفتم
" . " خدایا ، نمی تونم باور کنم که اون دختر تا این اندازه ما از متنفر باشه
جس با فهمیدن کنایه من پرخاش کرد : " هی ، منظورت چیه ما ؟ که به اون بدي نیستیم. تازه من تو و هم
" ... ... تقریبا نزدیک بود
. ما نه اون به هم نزدیک نبودیم. " میسون دوباره خندید و ناگهان چیزي به نظرم رسید "

romangram.com | @romangram_com