#آکادمی_خون_آشام_(جلد_اول)_پارت_175
من دوستان دیگرش این کار را نخواهند کرد. نمی خواستم دلیلی براي هر گونه دعوا بین و او دوستانش
.باشم. پس به جایش ناتالی را انتخاب کردم
" .ناتالی گفت : " شنیدم لیزا تلاش کرده دوباره فرار کنه ، اما تو جلوشو گرفتی
.هیچکس نمی دانست چرا او هنوز در درمانگاه است . امیدوار بودم اوضاع همینطوري بماند
" فرار ؟ این قضیه دیگر از کجا سر در آورده بود ؟ " چرا باید یه همچین کاري بکنه ؟
" .ناتالی صدایش را پایین آورد. " نمی دونم. چرا قبلا اینجا را ترك کرده بود ؟ این چیزیه که من شنیدم
داستان در تمام طول روز ادامه داشت ، مانند شوخی و ها حرف هایی که در مورد لیزا و اینکه چرا به
درمانگاه رفته است ؟ تئوري هاي حاملگی و زایمان ِ زودهنگام محبوب ترین شایعه ها بودند. بعضی می
گفتند ممکن است او بیماري ویکتور را گرفته باشد. هیچکس حتی به واقعیت ماجرا هم نزدیک نشده بود.
.همانطور که آخرین کلاسم را سریعا ترك می کردم ، شگفت زده شدم که میا به سمت من می آید
" .پرسیدم : " چی می خواي ؟ امروز وقت ندارم باهات بازي کنم دختر کوچولو
" .مطمئنا براي کسی که الان اینجا حضور نداره هم همین کارا رو می کنی "
" پرسیدم : " براي تو چه فرقی داره ؟
یادم آمد که کریستین چه گفته بود. کمی برایش متاسف شدم. ولی وقتی به صورتش نگاه کردم احساس
تاسف از بین رفت او. ممکن است یک قربانی باشد اما در حال حاضر یک هیولا است. نگاه سرد و مرموز و
زیرکی در مورد او وجود داشت . بسیار متفاوت با نگاه افسرده و جدا افتاده اي که کریستین می گفت او.
بعد از کاري که آندره او با کرده بود ، حتی اگر واقعیت داشته باشد و من معتقدم که دارد ، فرقی نکرده
.بود
از شرت راحت شده از تو و قبول این موضوع به خودت می بالی. " چشماي آبیش تقریبا از حدقه بیرون "
.زد
" نمی خواي حقشو کف دستش بزاري؟ "
" از قبل هم دیوونه تر شدي. اون بهترین دوست منه تو ، چرا هنوز دنبال منی ؟ "
میا گفت : " چون اون نیست که این کار رو بکنه . زود باش بگو توي درمانگاه چه خبره . مسئله مهمیه. این
" . طور نیست ؟ اون واقعا حامله ست درسته ؟ بهم بگو جریان چیه
" .گورتو گم کن "
" .اگه بهم بگی منم جسی و رالف رو مجبور می کنم بگن اون مزخرفات از رو خودشون سر هم کردهبودن "
ایستادم به و سمتش چرخیدم که را او ببینم. ترسید و چند قدم عقب رفت . احتمالا چند از تا خشونت هاي
.فیزیکی من به را یاد آورده بود
گفتم : " من از قبل می دونستم اونا این کار رو کردن . چون هیچ کدوم از اون چرندیات کار من نبود. اگه یه
" .بار دیگه سعی کنی منو علیه لیزا تحریک کنی ، داستان بعدي در مورد توئه ، چون می خوام سر تو ببرم
romangram.com | @romangram_com