#پانزده_سال_کابوس_پارت_238
رجینا:اولا درس صحبت کن ...دوما خیلی پررویی ویکتور..من بهت جا دادم حتی سواد درست و حسابیم نداشتی که دلم خوش باشه ...میدونی با اینکارات چیکار کردی؟واقعا که..نفرت انگیزی...حالا ببینم چیکارمیتونم برات بکنم
سناتور:راستی این پسره ..اسمش چی بود؟!
رجینا:کیو میگی؟
سناتور:هیچی..بابا!!!کریسو میگم!
رجینا:منظورت کریس ردفیلده؟اونو چجوری دیدی؟
سناتور:هیچی اومده بود سراغ آلبرتو ازم میگرفت !!!
رجینا:بهش چی گفتی؟
سناتور:با کمال خونسردی تو چشاش زل زدم و گفتم نمیدونم!!!
رجینا:خوب بعدش مطمئنم با گفتن این حرف که ولت نکرد!
سناتور:نه ولم نکرد اسلحه روم کشید با اینکه خیلی ازش میترسیدم ولی خونسردیمو حفظ کردم...واقعیتو گفتم نمیدونستم جیل کجاست!
رجینا:نکنه فکر میکنی من میدونم؟!
سناتور:ازتو بعید نیست!
romangram.com | @romangram_com