#پانزده_سال_کابوس_پارت_239

رجینا:اگه زر زدنت تموم شد میخوام برم...در ضمن ویکتور خوب گوش کن من عروسک خیمه شب بازی تو اون آلبرت نیستم با یه اشاره همتونو میفرستم هوا..بخصوص تو!!!فعلا خداحافظ!!!

**************************

اگه الان بچه مو شوهرمو تو اون حادثه از دست نمیدام شاید یه شهروند بیشتر نبودم ..زندگی آرومو بی دغدغه رو به این زندگی نکبت بارم بیشتر ترجیح میدادم ..کاش حرف اریک و گوش میکردم هیچ وقت گوشزداشو یادم نمیره ...باعث قربانی چندین نفر شدم ......

..................................

اریک:رجینا اینکارا چه معنی میده چت شده به فکر خودت نیستی به فکر بچه ات باش احمق بفهم اگه وارد این بازی بشی دیگه راه برگشتی وجود نداره باید تا تهش بری!!!

رجینا:میرم!!!!تا تهش میرم اریک من قراره معاون رئیس جمهور ایالات متحده بشم میفهمی یعنی چی خیلی عالیه دیگه راحت میشیم هرچی بخوایم داریم از بی پولیم خلاص میشیم!!!

اریک:برات متاسفم طمع چشاتو کور کرده کسی که به خاطر بچه اش حاضر نیست فداکاری کنه باید بره به جهنم....منو لوسیم میریم!!!

رجینا:لوسیو نمیزارم ببری من همه اینکار......

اریک:نگو همه اینکارا رو به خاطر لوسی کردی که به عقلت شک میکنم تو جز خودت کسی دیگه رو نمیشناسی از جلو راهم برو کنار خانوم معاون فردا دم دادگاه منتظرتم......خیلی وقت پیش باید از هم جدا میشدیم!!!

رجینا:اریک...صبر کن یه کم منطقی فکر کن ما میتونیم..

اریک:نه...ما دیگه نمیتونیم با هم باشیم رجینا ...لوسی بیا عزیزم...

..................


romangram.com | @romangram_com