#پانزده_سال_کابوس_پارت_229

ایدا:فهمیدیم ...شب بخیر(یعنی برو بیرون )

..............

لئون:پس دیه من رفتم باید برم پایگاه !

ایدا:لئون از ممنونم اگه تو نبودی ...

لئون:ولش کن شب بدی بود برو بخواب!!!

ایدا یهو گون لئونو بوسیدبعدشم سریع درو بست!

لئون خندید و رفت!..........

**********************************

کریس

به خاطر من اینطوری شد ای کاش هیچ وقت دنبال پیدا کردن آلبرت نبودم اگه به حرفم گوش نمیکرد اگه دنبال دستگیریش نبودم هزارتا اگه که خودمم توشون موندم اگه پیشم نبود...!!!

کلر:اونوقت تو مرده بودی!

کریس:نمیتونی وقتی وارد میشی در بزنی!


romangram.com | @romangram_com