#پانزده_سال_کابوس_پارت_228
لئون:امشب بیا خونه من!
ایدا:آره حتما ....!!!
لئون:میای!
ایدا:بشین تا بیام...!!!
.................................................. ........
رجینا:خب چه عجب اومدید؟!
ایدا:من کاری نکدم که بخوام بازجویی بشم بهتره همین الان همگی باین جسد اینجارو ترک کنید!!!
رجینا:اونطور که من بررسی کردم فهمیدم حق باشماست واز خانم ویلسون میخوام ازتون عذرخواهی کنه
ایدا:(با لبخند کج)زودتر!
خانم ویلسون حسابی که گریه کرد با جنازه و امورا رفتند...
ایدا:کی خونمو مرتب میکنید؟!
رجینا:ما مورا رو فرستادم بیان تا چند ساعت دیگه خونه تمیز تحویل داده میشه...در ضمن فردا راس ساعت مرکز میاین!!!
romangram.com | @romangram_com