#تاوان_بی_گناهی_پارت_133
حیاط که چه ارز کنم باغش شده
مسخ اون همه زیبایی و جذابیت شده بودم
برگای زرد پاییزی زیر نور چراغهای حیاط
زیبا تر از هرزمانه دیگه ای شده بودند
باغ کاملا رویایی و شگفت آور بود
با توقف ماشین از عالم هپروت اومدم بیرون
از ماشین پیدا شدیم
با کمک پدرجون اون پله های بزرگ و مرمر و طی کردم و به در ورودی رسیدیم
جلوی در خانوی پالتوم گرفت و بهم خوش آمد گفت
جالبه اینکه ایرانیم حرف میزد
فکر کنم همه تو این جشن ایرانی بودن
واااای فکر کن چقدر عالی
حداقل چند ساعت از دست اون ادمای خونسرد و عین ارواح راحت بودم
با ورودمون به سالن
گرمایی لذت بخش پوستم و نوازش داد
داشتم از این گرما لذت میبردم که
صدای بهار منو از هپروت باز کشید بیرون
-وااااای درررریا خودتی؟؟؟؟
چه ناز شدی؟؟
چه جیگر شدی اخه تو؟؟!!!
لبخندی به این طرز خرف زدنش زدم
باعاش دست دادم که اون به دست اکتفا نکرد و محکم بغلم کرد
در گوشم اروم گفت:
-ولی خودمونیم خلی ناز شدی
با صدای بلند به لحن هیزش خندیدم
که همون موقعه صدای بردیا توجهمو جلب کرد
نگاهش کردم
از حق نگذریم خیلی جذب شده بود تو اون کت شلوار مشکی...
-سلام دریا خانوم
لبخندی زدم و دستم تو دستش که به طرفم دراز شده بود گذاشتم و گفتم:
-سلام اقا بردیا حال شما؟؟؟
شیطون خندید
-ممنون پرنسس
با صدای بلند به لقبی که بهم داده بود خندیدم
با بردیا و بهار رفتین تا به پدرو مادرشونم سلام احوال پرسی کنیم
بعداز معارفه و احوال پرسی و اینا
یه جای دنج پیدا کردم و نشستم
به زوجهایی که باهم دست تو دست هم به پیست رقص میرفتن نگاه کردم
تو عالم خودم غرق بودم که با صدای بردیا به خودم اومدم
به طرفش برگشتم، همونطوری که داشت میشست دکمه کتشو با زشت خوشگلی باز کرد
-چرا تنها؟؟؟
-پس چی؟؟؟
زل زد تو چشمام و گفت:
-از خونه نکشوندمت بیرون که بخوای بیای اینجام گوشه گیر باشی
اخمی ظریف بین ابروهان نشست
یعنی چی این حرفش ؟؟؟
من گوشه گیرم؟؟؟
-من گوشه گیر نیستم
پوزخندی زد
-اره خوب منم که فقط از شرکت خونه از خونه شرکت
هیشکی رم ادم حساب نمیکنم
با غیض برگشتم طرفش
-درست صحبت کن،بهت اجازه نمیدم بهم توهین کنی مسائل شخصی من به خودم مربوطه
کلافه نگاهشو گرفت ودستشو کشید پشت گردنش
-میدونم تند رفتم،معذرت میخوام
روم برگردوندم و باز هم خیره پیست رقص شدم
سرش اورد کنار گوشم که با این کار باعث شد شونمو یکم جمع کنم
romangram.com | @romangram_com