#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)
#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)_پارت_178
-بفرمایید
-من حالم خوب نیست امروز مطب نمیام
-بله اینو میدونم
-میدونی چطوری ؟
-آخه شما دوبار دیگه ام تماس گرفتیدو همینو گفتید
-چی داری میگی من کی تماس گرفتم
-خدا ایشالا کمکتون کنه باز حالتون خوب نیست
-ساکت شو چرا دست از این مزخرفاتت برنمیداری
گوشی را قطع میکنم و لیست تماسهایم را چک میکنم خدای من دقیقا دوبار با او تماس گرفته ام اما کی ؟
درد سرم را فراموش میکنم برمیخیزم و اطراف را نگاه میکنم تمام وسایل بهم ریخته و هیچ چیز در جای خودش نیست .
یعنی کسی وارد خانه شده باید سردربیاورم شاید هم باید با پلیس تماس بگیرم .
شماره منیژه را میگیرم .
-الو گلم مراجعه کننده دارم
-میخوام بیام پیشت
-باشه بیا
بدون فوت وقت پیش منیژه میروم .
-آروم باش اینکه چیز مهمی نیست
-مهم نیست ؟ من دارم دیوونه میشم
لیوان آب سرد را به طرفم دراز میکند و من تقریبا آن را از دستش میقاپم و یکسره بالا میکشم .
romangram.com | @romangraam