#شاه_کلید__پارت_111


ـ اصلا بلد نیستی با یه خانم متشصخ درست رفتار کنی!

شایان ـ تو اول یاد بگیر متشخص رو درست تلفظ کنی تا بعد!





باز من آتو دادم دست این بوزینه! آخ آخ اگه بفهمه تو دلم چی بهش گفتم خفه ام میکنه اینقدر رو این کلمه حساسه!

لبخندی زدم و چون حوصله نداشتم رفتم سر اصل مطلب:

ـ خب برای چی اومدی؟! تو که بکشنت هم پاتو نمیذاری اینجا! یادته یه بار اومدی خانم نامداری کلی سرت جارو جنجال کرد جلو مدرسه دخترونه چیکار میکنی و اینا؟! یادته؟! وای قیافه ات واقعا دیدنی شده بود!

شایان با خجالت گفت:

ـ خب حالا لازم نکرده تجدید خاطره کنی! عمرا اگه یه بار دیگه پامو بذارم اونجا! فقطم به خاطر جنابعالی اومدم اونجا تو هم که ولو شده بودی هر هر به من میخندیدی به جای اینکه ازم دفاع کنی!

خندیدم و شایان ادامه داد:

ـ خب واسه این مزاحمت شدم که بریم خونتون!

با خنده و تعجب گفتم:

ـ خب بعدش؟!

شایان ـ میخوام شخصا واسه مهمونی فردا دعوتتون کنم مخصوصا تورو که از زیرش در نری!!!

با خنده گفتم:

ـ اخه چه لزومی داره من بیام؟!

شایان اخمی کرد و با لحنی کاملا جدی که فقط یه بار ازش شنیدم اونم وقتی که میخواست درباره سپهر بهم هشدار بده، گفت:


romangram.com | @romangram_com